محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

354

خلد برين ( فارسى )

خان احمد گمراه قرب سه ماه در كوههاى گيلان حيران و سرگردان مىگشت و از رشتهء درهم كار روزگار خود سر به در نمىآورد تا در آن اثنا چنان اتفاق افتاد كه خاقان به استحقاق به فكر غدر و نفاق وى افتاده اللهقلى سلطان ايجك اوغلى و شاهقلى بيك روملو و ميرزا على بيك قاجار را با هشتصد سوار جرار نيزه‌گذار از قورچيان نصرت شعار از راه اشكور به گيلان و آن بوم و بر روان نمود . غازيان بر حسب فرمان در اوايل جدى و آغاز شدت گرما [ 75 ] و كثرت برف و باران به صوب مقصد روان گرديده در هر جا و هر مكان جوياى خان احمد مىبودند . عاقبت حسام بيك ولد بيرام بيك قرامانى با هيجده نفر از شيرشكاران بيشهء فتح و ظفر قريب به نقارهء سحر بىخبر بر سر وى رسيده خدمتش را از طويله‌اى كه از بيم جان در آنجا پنهان بود بيرون آورده اسير و دستگير به نظر اللهقلى سلطان رسانيدند . و بعد از گرفتارى خان احمد امراى عظام كه به تسخير ديار گيلان مأمور بودند مظفر و منصور خدمتش را با خزاين و دفاين و ساير اموال و اسباب وى مصحوب خود گردانيده در روز سه‌شنبه ششم ماه رجب سال مذكور به نظر كيميا اثر رسانيدند و خسرو گيتىپناه بعد از چند ماه از راه تنبيه و تأديب ، آن سرگردان تيه گمراهى را به صوب قلعهء قهقهه راهى كرده خاطر و الا از رهگذر زياده‌سريهاى وى مطمئن و حكومت مملكت گيلان را در ميان اللهقلى سلطان ايجك اوغلى استاجلو و اسكندر بيك افشار و حمزه بيك طالش و زينل بيك ذو القدر و شرف خان كرد منقسم گردانيد . مدت سلطنت احمد در آن ديار سى و دو سال بود و ارباب اخبار از اين طبقه يازده تن را بدين تفصيل در عداد سلاطين آن ديار به شمار آورده‌اند : كاركيا سيد على كيا ، كاركيا رضا كيا ، كاركيا مير سيد محمد ، كاركيا ناصر كيا ، كاركيا سلطان محمد ، كاركيا ميرزا على كه در زمان حكومت او آفتاب جهانتاب سلطنت ابد مدت از افق لاهيجان طالع شد ، كاركيا سلطان حسن ، كاركيا سلطان احمد ، كاركيا سيد على ، كاركيا سلطان حسن ، كاركيا خان احمد . و مدت سلطنت ايشان دويست و